موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان
عاشقانه-علمی-تراختوری جملات عاشقانه
آدمها مثل یک کتاب هستند: از روی بعضی ها باید مشق نوشت از روی بعضی ها باید عبرت نوشت از روی بعضی ها باید غلطگیری کرد بعضی ها رو باید چندبار بخونی تا معنی شو بفهمی بعضی ها رو باید نخونده انداخت دور در لحظه ی تنهائی فهمیدم: آشناهایم همان غریبه هایی هستند که فقط نام آنها را بلد بود در طول عمرم فهمیدم: دیروز تاریخ بود امروز هدیه بود فردا شاید راز باشد.شاید راز هم نباشد پوستت را می کنند تا بهتر شکسته شوی نترس گردوی کوچک و شیرین . . . آنچه سیاه می شود روی تو نیست . دست آن هاست چندی است به این فکر میکنم: معنای رفت و آمد یا آمدورفت را نفهمیدم آدم ها می روند که برگردند یا می آیند که بروند؟ قطعا روزی صدای حبنرس را می شنوید که نه روز اهمیت دارد و نه شب. . . تو چقدر تنهایی؟؟؟ تو چقدر نادانی دوستانی دارم. . . همه از جنس بلور!!! که دعایم گویند و دعاشان گویم. یادشان در دل من . . . قلبشان منزل من تنها عده ای ایمان دارند که با خود چتر می برند. . . نظرات شما عزیزان: یک شنبه 12 خرداد 1392برچسب:, :: 18:57 :: نويسنده : افشین
![]() ![]() |